♥♥♥♥من+تو♥♥♥♥
♥تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست تنها به نگاه او میسپارمت♥
سلام.به دوستان این شعر بالاییو نفسم نوشته که زیاد سر در نمی یارم. این شعرا چیه دیگه.شعر باید باحال باشه. اگرچه نمی شه رو حرف عشق ,نفس, دنیا, حرف زد. امروز بچه ها اگه گفتین چه روزیه. نمی دونین؟ واقعا که. امروز 14 شهریور دیگه.ما یک ماهگی شدیم.یعنی دوستیمون یک ماهگی شد خیلی زود گذشت.واقعا روزای باحالی بودو هستو خواهد بود. یه شغر من در کردم از خودم.البته ماله من نیست ولی در شده از یه نفر دیگس. اگر یادت کنم دیونه می شم فراموشت کنم پزمرده می شم اگه ترکت کنم می میرم از غم فراموشت کنم می پاشم از هم
امشب تمام وسعت باران برای تو اصلا هوای شرجی گیلان فدای تو امشب حیات خانه ما بغض میکند یعنی صدای گریه گیلان فدای تو تق تق دوباره به در میزند کسی دستان مشت کرده مهمان فدای تو هرشب عبور میکنی از زیر پلک بام چشمان خیس کنج خیابان فدای تو میخواهم عاشقانه بمیرم دراین سکوت شرم وحیای دختر گیلان فدای تو آن وقتی که عاشق شد دلم/ چیز سبزی در نگاهم بود و نیست/ عشق این سرمایه بازار دل/ آب این روی سیاهم بود و نیست/ یاد آن ایام مشتاقی بخیر/ عاشقی تنهاگناهم بودونیست
): ای علت قشنگی رویا و خواب من تنها دلیل گل شدن اضطراب من ای راه حل ساده ی جبران تشنگی فواره ی نگاه قشنگ تو آب من رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست در عکس مهربان تو در کنج قاب من باران چه قدر حرف تو را گوش می کند می بارد آن قدر که نیایی به خواب من گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد از اوج دل ندادن تو یا عذاب من اما دل شکسته ی من باز هم نوشت صد آفرین به چشم تو و انتخاب من اصلا دلت میاد بدون من بری سفر بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر حتی اگه دلت نخواد اسم تو ، تو قلبمه گریه ی تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه این روزها عادت همه رفتن و دل شکستنه ساده ترین بهانشون از هم خبرنداشتنه
): در این شب ها که گل از برگ برگ از باد و باد از ابر می ترسد در این شب ها که هر آینه با تصویر بیگانه است تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی و من به
نمی دانم چه کردی با دل من که این دل بی قرار بی قرار است نمی دانم چه گفتی با نگاهت که چشمم چنین در انتظار است فقط یک لحظه جانا در برم باش که با تو چهار فصلم ،بهار است به وقت دیدن آن روی ماهت تپش های دل من بی شمار است برای من فقط یک لحظه زیباست و آن هم لحظه دیدار یار است گر چه با تردید و ترس، همراست ولی هما نند بهار است
اشکامون مثل یه بارون می چکن روقلب جاده توحضورسبزاین خط منم اون عاشق ساده کاش میشدتوشهرافسوس صبح فرداروشناختن گم شدن توشب یلدا دل روعاشقونه باختن من که درسیاهی شب به فروغ صبح رسیدم باحضورسبزعشقت یه امید وآهی دیدم یه تلنگربودولرزوند دلموچه صاف وساده تا نشم اسیرغمها توشبای بی ستاره گوش کن! جاده صدا می زند از دور قدم های تورا چشم توزینت تاریکی نیست پلک ها را بتکان کفش به پا کن بیا وبیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد وزمان روی کلوخی بنشیند با تو ودرآنجا پارسایی است که تو را خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است. سهراب سپهری مسافر چورخت خویش بربستم ازاین خاک همه گفتند با ما آشنا بود ولیکن کسی ندانست این مسافر چه گفت وبا که گفت وازکجا بود باید به فکر غصه گل ها بود فکر غروب ساکت یک خورشید باید ز درد آینه ویران شد از غصه سپیده به خود لرزید باید به فکر کوچ پرستو بود در فکر یک کبوتر بی پرواز باید به جای یک دل تنها بود آرام و ارغوانی و بی آغاز
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم
با آسمان مفاخره کردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم
تا کور سوی اخترکان بشکند همه
از نام تو به بام افق ها ، علم زدم
با وامی از نگاه تو خورشید های شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم
هر نامه را به نام و به عنوان هر که بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم
تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد
اشک از تو وام کردم و در باورم زدم
از شادی ام مپرس که من نیز در ازل
همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم


















منو دوست داری می دونم ، آخه چشمات برقی میشه
تا گلایه می کنی تو ، آسمونم برفی می شه
توو دلت همیشه بارون ، همینه دلت تمیزه
تو نمی دونی که چشمات ، چقدر واسم عزیزه
آخ که ناز خریدن تو ، چقدر شیرینه واسم
گاهی لج بازیم می گیره ، نمیگم تو هستی نازم !
به خدا عزیزی واسم ، به خدا ماه شبامی
همه شادی ِ منی تو ، خنده ی روی لبامی
هیچ کسی هم نمی تونه ، قدّ من بخواد چشاتو
مگه هست کسی که میخواد بشنوه همش صداتو ؟
تو منو میخوای می دونم ، منم عاشقت می مونم
تا همیشه پیش من باش ، قدر چشماتو می دونم
این یه شعر عاشقونه ، آخه شادم تو که هستی
ای خدا نبینم اون روز ، که تو رفتی درو بستی

): دستهایت تکیه گاهم بود و نیست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نیست/ حیف!


بی تو امشب دارم آتیش میگیرم
تونباشی تک وتنها میمیرم
دل تنگم دیگه طاقت نداره
با خیالت دوباره جون میگیرم
تو نخواستی که به یادم بمونی
توسکوت شب سردم بخونی
تو میخواستی پا بذاری روی قلبم
که شکستی دلمو خوب میدونی
کاش توروباز ندیده بودم 
دل ازعشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم
یه روز هدیه داد عطش چشمات
به من خسته تب دستاتو
تا تو رو دیدم دل به تو دادم
غم بی کسی رفت ازیادم
تو بگوچرا رفتی ازپیشم
اگه بد کردم خوب تو میشم
جای عاشقی جای دل بستن
با یه اشتباه دلمو نشکن
با یه اشتباه دلمو نشکن
کاش توروباز ندیده بودم 
دل ازعشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم
بی تو امشب دارم آتیش میگیرم
تونباشی تک وتنها میمیرم
دل تنگم دیگه طاقت نداره
با خیالت دوباره جون میگیرم
تو نخواستی که به یادم بمونی
توسکوت شب سردم بخونی
تو میخواستی پا بذاری روی قلبم
که شکستی دلمو خوب میدونی
کاش توروباز ندیده بودم 
دل ازعشقت بریده بودم
هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم







اندازه ی زیبایی تو تنها.....



| Design By : Night Melody |


