دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

چرا وقتی که آدم تنهامیشه غم وغصه اش قد یه دنیامیشه

میره یه گوشه ی دل اون میشینه همه جارومث زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه تابخوای بجنبی پیرت میکنه

وقتی که تنهامیشم اشک توچشام جمع میشه

غم میاد یواش یواش خونه ی دل رومیزنه

یاداون شبها می افتم زیرمهتاب بهار

توی جنگل مینشستیم لب چشمه من ویار

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه

دل اون آدما زشت دیگه زیبا نمیشه

اون بالا بادداره زاغ ابراروچوب میزنه

اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٩ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody