دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

محسن: سلام سلام سلام

خوبین؟ بعد از مدتها دوباره اومدم یه مطلبی بنویسم.

امروز خیلی خوشحالم و کلی انرِژی گرفتم. اگه گفتین چرااااااااا؟

چون عشقمو سارای خودمو جوجو خوشگلمو بعد از 3ماه سخت دیدم.اینقدر بامزه و خوشگل شده بود گلم که نگوو

آره دیروز منو سارا و دخی خالش رفتیم سینما اینقدر خال داد که نگووو

ازون جایی که من دوس ندارم توی سینما حرف بزنم و مزاحم فیلم دیدن مردم بشم ساکت بودم

هی سارا می گفت چرا ساکتی.ببخشید عزیزم

ماچماچماچماچنیشخند

 فیلم اقایوم ممنوع رو رفتیم باحال بود. بعد فیلمم چون سارا عجله داشت و می ترسید مامانش بویی ببره تند تند راه رفتیم تا به کوچه همیشگی خودمون که کلی توش خاطره داریم رسیدم.

بعد دختر خاله رفت و منو سارا تنها شدیمهورا

بعد از مدتها دستشو گرفتم و حس عجیبی بوداااااااا انگار برای باره اولم بود

بدترین اتفاق دیروزم لحظه ی خدافظی بود که سارا گریش گرفت و گفت نرو محسننندروغگو( الکی گفتم اینو)نیشخند

تا 4شنبه اینجام بعد می رم تهران ناراحت

باز با مردم سرو کله بزنم.

ولی الان دیگه راه افتادم.

قبلا قبض جریمه بچه هارو ژر می کردم ولی از این هفته دیگه قبض خودمم اومده و روزی 2 بسته باید بنویسمناراحت

مجبوریه.

مردم نمی دونن که. فکر می کنن ما دوس داریم جریمه کنیم

ما مجبوریم وگرنه بازداشتی دارهناراحت

سارا دعا کن این یه ماهم بگذره  و دانشگاه قبول شم و راحت بشم ازین وضع.

سارا دیونتماااااااااا 

 

مثل گنجیشکی زیر برفا مونده
همه دلتنگیم پیش تو جا مونده

یه نفر اینجاست که تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف میباره هنوز

یه نفر منتظره تو بهارش باشی
تا کنارت باشه تا کنارش باشی

یخ زدن دستای من زل زدن به رد پات
دستامو ها می کنم کو اجاق خنده هات



شاخه هام خشکیدن ریشه هام از دردن
شونه هام می لرزن استخونام سردن

یه نفر اینجاست که تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف میباره هنوز

رد چشمامو نگاه کن دستامو بگیر تو دستات
یخ این دستارو وا کن خنده هات سبزه عیدن

خنده هاتو دوست دارم من و با خنده صدا کن


با یه زره مهربونی من و پر کن از جوونی
کی بهار و دوست نداره عزیزم خودت میدونی

فصل فصل تو که عشقه چهار فصل من بهاره

 

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را


در انحصار قطره های اشک نبینم


و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد


دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم


و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم


دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد


همیشه از حرارت عشق گرم باشد


و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم


من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody