دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

سیلام بچه ها. خوبین. ما هم خوبیم.مگه می شه با سارا جونم باشم خوب نباشم.

تاسوعا عاشورا هم که اومده همه در گیرننیشخند.

واقعا چه درگیری.همه دنبال خوش گذرونی.همین من. این موقع با دوستام بیشتر می خندیم.انگار نه انگارناراحت

دیشب که رفته بودم بیرون مثه همیشه برای مردم میز صندلی گذاشتنو چایی می دادن انگار سینماس. مردم هم هیئت هارو می دیدن. می خندیدن

دخترا هم که انگار این روزا بیشتر به خودشون می رسن یه طور میان بیرون انگار عروسیه.همه منتظره یه اشارناااا تا شماره بگیرننیشخند

اینو بهتون بگم دیشب همون طوری که ول می گشتیم همه جا شلوغ بود دیگه یه جا همه جمع شده بودن و اصلا نمی شد راه رفت وترافیک شدید انسانی بود.

حالا هی پشتیا هل می دادن ما هم مسخره. هی هل بده هی هل بده.بچسبون بچسبون بود دیگه.حالا منه بیچاره پسر به این خوبی خجالت کاری ندارم به کسی, یکی از پشت هل داد منم خوردم به یه دختره.حالا این دختره ول نمی کرد.یه طور نگاهید انگار می خواست بخوره منو. معذرتم خواستما ولی نفهمید فکر کرد چی گفتم بش.با تریپ هایی که این دخترا میان بیرون دیگه پسرا باید بهشون متلک بگن دیگه.حقشونه

خلاصه این دخترا هم داستانی هستنا(بخ غیر از سارای خودم که تک تک تکههههه)

امام حسینم به بازی گرفتن.اصلا شما این چیزای هیئتو ببین. همه الکی گری می کنن. من خودم چند بار تو تی وی دیدم تا دوربین اومد طرفه یارو مرده گریه کرد.از خود راضی

خب دیگه زیاد حرفیدم.......برم بیرون ببینم چه خبره.

سارا می خواستم اینجا یه شعر بنویسما چیزی نیومد به ذهنم.نیشخند

ای شکولاتم         ای.......متفکرمتفکرمتفکرمتفکرمتفکر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٤ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody