دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

سلام به دوستان گلم

ببخشید از وقفه ایی که ایجاد شد و چند وقتی اپ نکردیم

این چند وقته اتفاقات زیادی افتاد از قبولی سارا در دانشگاه گرفته تا گرفتاری های من

سارا جوجوی من    که دیگه راحت شد هین شهر خودمون قبول شد و دوستاشم هستنو خیال منم راحت

تنها دغدغه ما دوری از همه که دانشگاه من 1800 کیلومتر دورتره

این دو هفته اصلا کلاسامو نرفتم حسش نبود.غیبتم خوردم

یکی دیگه غیبت بخورم نمره صفر رد می کنه مردیکه

این ترم 12 واحد بم دادن توی 4 روزسبز

هرکاری کردم که درسیو حذف کنم نذاشتن گفتن تو درخدمت دانشگاهییناراحت

تازه ازم تعهد گرفتن که بعد ازین که فوقو گرفتم باید دوبرابر سالهای تحصیلم بهشون خدمت کنمعصبانی

دیگه کلا من باید خدمت کنم به این مملکت دیگه اون از سربازی اینم از درس

از شانس من توی این چند مدت همیشه از سارا دور بودمناراحت

این هفته اومدم تا هم سارا رو ببینم هم وسایلمو بردارم تا برم که دیگه معلوم نیس کی بیام

تکمیل ظرفیت هم اعلام شده و شهر های نزدیکو زدم

خدا کنه قبول شم تا ازینجا راحت شمو بیام پیشه عشقم

دعا کنیداااااااا

به عشق منم 17 واحد دادن که آسونه دیگه البته از دیده من برای سارا سختهنیشخند

امروز 14مهر بود روز ماهگردمون

امروز 13 ماهه شدیم


مبارکهههههههههه

 

 

 توی این هفته عشقمو 2 بار دیدم. این قدر حال داد

ساعتم هی زود می گذشت هیچی نفهمیدم

ازون ورم مامان سارا هی زنگ می زد سارا هم که خوارک استرس

هی می گفت بریمعصبانی

چندتا یواشکی بوسش کردم تا حالم جا بیاد بد گفتم می تونی برینیشخند

 

من خودم دوس ندارم زیاد توی وب بنویسم ولی ازونجایی که زن زلیلم فقط میگم چشمممممممم خانوممممممم

این زن آدمو به چه کارا وا می داره

 

این عکس رو ببینید. یه کبوتر سمت راست تصویر هستا بیچاره تنهاس

دلم براش می سوزهنیشخند سمت چپیه مخو زده این بدبخت نتونسته فراری داده دختررو(کبوتر در حال پرواز)

داستانی درست کردمااانیشخند

 

 

اگـه دورم از تو

تو به من نزدیــــکی

دلــــمو میبینی

حتـی تو تاریـکی

این دختررو داره پسرو خفه می کنه. ولش کن بابا . می گیرتت

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody