دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

سلام ســــــــــــــــلام

من خیلی خوشحالم

آخه محسن عشقم دیروز یعنی چهارشنبه سورپرایزم کرد و گفت تو راهه داره میاد

اصلا باورم نمیشد اینقدر خوشحال شدم

همون بعدظهرش محسنمو دیدم   زیر بارون شدید چقدر دلم تنگش بود

بعد یک سال باهم بودن یه احساس خاصی داشتم وقتی میدیدمش

همه چی اینقد سریع اتفاق افتاد شبیه یه معجزه میمونه

محسنم ثبت نام کرد دانشگاه دوباره میشه دانشجو قربونش برررررررررم

از همه بهترش اینه که از اون سربازی ... راحت میشه

خدایا ممنونم از اینکه همه چی و درست کردی و حرفامو شنیدی میدونم همه اینا

کار خودته بازم کمک کن و هوامونو داشته باش

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

یه سال پیش 14شهریور اولین قرارمون بود قرارمون بین ساعت کلاسم بود چه دلهره ای

داشتم واسه دیدنت چه قدر ساعت و نگاه کردم تا بالاخره وقتش رسید سر یه کوچه قبل از

کوچه کلاسم اومدم دیدمت وای هیچوقت اولین لحظه رو یادم نمیره چقدر ذوق داشتم قلبم

تندتند میزد مثل الان که بازم با دیدنت تندتند میزنه

باهم رفتیم تو کوچه که حرف بزنیم تا رفتیم تهش خوردیم به بن بست گفتی اینجا چرا مارو

آوردی منم خندم گرفته بود آخه خودمم نمیدونستم

تو قراره اول واقعا نمیدونستیم چی بگیم کل قرارمون به 10 دقیقه هم نرسید ولی تو 

همون چند دقیقه خیلی چیزا از دلم گذشت که تو هنوز خبر نداشتی

باهات خدافظی کردم و اومدم سر کلاس اینقد تو راه خندیدم قرمز شده بودم

وقتی رسیدم دبیر تو کلاس بود تا در زدم رفتم تو دبیرمون گفت سارا چته؟ چرا میخندی؟

با خنده گفتم هیچی خانوم  ولی میدونستم که میخواد یه چیزی بشه

اون شب درباره قرارمون بهت هیچی نگفتم تا فرداش که ازم پرسیدی و گفتم آره

به همین راحتی دوستیمون شروع شد و هرروز بیشتر از قبل بهت علاقه مند شدم و

الان میتونم بگم که واقعا عاشقت هستم

امروزم سالگرد اون روزه اما امسال با عشق و علاقه بیشتر

 

اولین سالگرد عاشقیمون مبارک عزیزم

 

خیلیــــــــــــــــ

                                           

 

 

                                                    

 

پ.ن: جواب دانشگاه آزاد اومد قبول شدم مهندسی شیمی استان خودمون

حالا منتظر جواب سراسری هستم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٤ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سیلام سیلام

عیدتون مبارککککک خوبین

نماز روزتون قبول

من که نتونستم روزه بگیرمناراحتتو گرمای تهرانو سرژا واستادنو درگیری با مردم که نمی شد روزه گرفت.خدا منو ببخشه

راستی از دیروز تا حالا جواب کنکور ارشد اومد.هی سارا زنگ می زد که برو ببین

من می ترسیدم خودشو که می رفت نمی شد.سایت ایراد داشت

تا امروز که خودم دیدم جا خوردم

روزانه قبول شدم و گرایششم خوبه( سازه هیدرولیکی) ولی دوره ه ه ه

باید برم کرمان

از شهر ما تا کرمان 18 ساعت راه. دیوانه می شم

یعنی بازم باید از سارا دور بمونم

نمی دونم چی کنم

برم نرم؟؟؟؟؟؟

موقعیت خوبیه. از یه طرف اگه نرم باید همین سربازی کوفتیو ادامه بدم

برمم که دورتر می شم از سارا.

سر 2راهیم

هنوز سارا نظرشو نداده بم که چی کنم. نظر شما دوستان چیه؟؟؟؟

 

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  888.jpg
مشاهده: 202
حجم:  32.8 کیلو بایت

 

خیلی دوستت دارم سارا دلم برات یه ذزه شده

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody