دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

سلام بچه ها خوبین ؟ خوش میگذره با عشقتون ؟

محسن جونم خوبی ؟ میدونم الان میگی که چرا این ساعت اومدم ولی فقط

اومدم بنویسم و برم

پست قبلیو به دستور آقا محسن حذف کردم 

تا دیروز خیلی دپرس بودم ولی وقتی دیدمش دیگه همه چی یادم رفت و از ذوق دیدنش

نمیدونستم چیکار کنم واقعا وقتی میبینمش از این رو به اون رو میشم

ولی از یه طرفم

ناراحت بودم به خاطر امتحانای ترم ناراحت آخه چه جوری طاقت بیارم از هفته دیگه شروع

میشه نمیخوااااااااااام گریهگریهگریهما نخوایم درس بخونیم کیو باید ببینیم خنثی

محسن جونم این شعر فقطه فقط واسه خودته

                                                      

برای تو می نویسم

برای تویی که تمام تنهاییم پراز یادتوست

 برای تویی که احساسم از آنِ وجود نازنین توست

 برای تویی که تمتم هستی ام درعشق تو غرق شده

برای تویی که هرلحظه دوریت برایم مثل یک قرن است

برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است

 برای تویی که عشقت معنای بودنم است

 برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است

 دوستت دارم خوب من



بای بای

میر محسن: سیلام عزیزم.بازم اومدی که.مگه درس نداری. بیخیال نباش دیگه.نمرت کمتر از ١٩ بشه ١٠٠٠تا باید بوس بدیاا.گفته باشم.

این امتحاناتم شده عذاب. یه ماه عشقمو نمی تونم ببینم.هیییییییییییی

چی کنیم الان

این دفعه که عشقمو دیدم اون چیزای که بهش گیر داده بودمو تا حدی رعایت کرده بود.آفرین گلم.همیشه حرف حرف مردهاز خود راضی

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

عشق یعنی قلب من در دست توست


عشق یعنی عشقه من زیبای من

عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٩ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سیلام بچه ها. خوبین. ما هم خوبیم.مگه می شه با سارا جونم باشم خوب نباشم.

تاسوعا عاشورا هم که اومده همه در گیرننیشخند.

واقعا چه درگیری.همه دنبال خوش گذرونی.همین من. این موقع با دوستام بیشتر می خندیم.انگار نه انگارناراحت

دیشب که رفته بودم بیرون مثه همیشه برای مردم میز صندلی گذاشتنو چایی می دادن انگار سینماس. مردم هم هیئت هارو می دیدن. می خندیدن

دخترا هم که انگار این روزا بیشتر به خودشون می رسن یه طور میان بیرون انگار عروسیه.همه منتظره یه اشارناااا تا شماره بگیرننیشخند

اینو بهتون بگم دیشب همون طوری که ول می گشتیم همه جا شلوغ بود دیگه یه جا همه جمع شده بودن و اصلا نمی شد راه رفت وترافیک شدید انسانی بود.

حالا هی پشتیا هل می دادن ما هم مسخره. هی هل بده هی هل بده.بچسبون بچسبون بود دیگه.حالا منه بیچاره پسر به این خوبی خجالت کاری ندارم به کسی, یکی از پشت هل داد منم خوردم به یه دختره.حالا این دختره ول نمی کرد.یه طور نگاهید انگار می خواست بخوره منو. معذرتم خواستما ولی نفهمید فکر کرد چی گفتم بش.با تریپ هایی که این دخترا میان بیرون دیگه پسرا باید بهشون متلک بگن دیگه.حقشونه

خلاصه این دخترا هم داستانی هستنا(بخ غیر از سارای خودم که تک تک تکههههه)

امام حسینم به بازی گرفتن.اصلا شما این چیزای هیئتو ببین. همه الکی گری می کنن. من خودم چند بار تو تی وی دیدم تا دوربین اومد طرفه یارو مرده گریه کرد.از خود راضی

خب دیگه زیاد حرفیدم.......برم بیرون ببینم چه خبره.

سارا می خواستم اینجا یه شعر بنویسما چیزی نیومد به ذهنم.نیشخند

ای شکولاتم         ای.......متفکرمتفکرمتفکرمتفکرمتفکر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٤ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سلام خوبین؟

من که خیلی خوبم آخه هروقت با عشقم میحرفم خوب میشم

الانم با هم حرفیدیم و ازش یه عالمه سوال پرسیدم که اونم گفت منو دوست داره

و تا آخر زندگیش با من میمونه هرچی که بشه قلب

خیلی خوشحالم که تو رو دارم تا بهت فکر کنم به عشقمون به زندگی

تو تموم لحظه هام حضورتو  حس میکنم با تمام وجود

دوست دارم عشق من

                                                             دوست دارم

وقتی نگاهت به نگاهم گره خورد قلبم به یه تیک و تاک رضایت داد که نفسش باشی
و دستم برای باقی راه در دستان تو حلقه شد و پاهایم برای همراهی با تو اولین قدم را برداشت
و تو شدی همسفر و همراه من
و من برای عاشق بودن یک عمر فرصت پیدا کردمقلبقلب

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٢ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

دستانم تشنه ی دستان توست

                    

   شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم

                     

با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا را داشته باشم زیرا

میدانم


فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

 

     

تو با یک جرعه از دریای یادت


میان باغ قلبم جا گرفتی


تو با یک انعکاس نقره ای رنگ


تو چون یک هدیه فیروزه ای


رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی


و با یک لطف یک لبخند ساده


مرا به سرزمین عشق خواند ی


تو دیار میان قلب ها را


به رسم آسمانی ها شکستی


چون حسی غریب و واژه های سرخ


میان دفتر روحم نشستی


 تو دریای ترین ترسیم یک موج


تو تنها جاده دل تا خدایی


تو مثل شوق یک کودک لطیفی


تو مثل عطر یک گلدان رهایی


تو مثل نغمه موزون باران


به روی اطلسی ها نازنینی


و تا وقتی روحم مال اینجاست


به روی صفحه دل می نشینی




نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/۱۸ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سلام سلاااااااااااااااام

وای من خیلی خوشحالم آخه امروز عشقمو دیدم

وقتی میبینمش اینقدر  حالم خوب میشه که نمیدونم  چه جوری بگم قلبقلب

خیلی دوستش دارم وقتی دستامو میگیره انرژی میگیرم اصلا دوست نداشتم  ازش

جدا بشم

فعلا بای بای

میر محسن: ااااا سارا تو کی اومدیعصبانی. سلام بچه ها. اره امروز نفسمونو دیدیم.امروز خوشحالتر بودی ساراها.دفعه قبل بی حس بودینیشخند. وقتی دستاتو گرفتم تمام عشقو حس کردم. نمی دونی تو کههههههههه

بچه ها امروز دقیقا 3ماه که با عزیزم یک روح در دو بدن شدیم(چی گفتم خودمم نفهمیدم) خلاصه که امروز ماهگردمون بود منم یه شکلات جایزه دادم به سارا.

نخوریشا یادگاری نگه دارقلب

هرچی خواستم امروز یه بهانه بگیرم تا دعوا بگیریم چیزی به ذهنم نرسید.چرا ما دعوا نمی گیریمنیشخند.همه دعوا می گیرن ما چرا نگیریم(( این قسمت شوخی بوداا))

هر وقت ما اینجا مطلب می نویسیم دقیقا همون روزم همو میبینیم.چه رومانتیک.

فعلا.خوش باشید

                                                              

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٤ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

الان تازه عشقمو دیدم

چقدر دلم براش تنگیده بود شاید به خاطر مشکلام امروز دپرس بودم ولی از ته دلم

خوشحال بودم که کنارم بود .قلبقلب

چقدر دوست دارم وقتی دستمو میگیره اون لحظه رو با هیچی عوض نمیکنم

کاش میشد

بیشتر پیشت باشمناراحت

محسن من عشق منی

دوستت دارم .......

از غوغای زندگی تاسکوت مرگ دوستت دارم،تاوان آن هرچه باشد،باشد.

 پ ن: به خاطر تو هم شده میخوام خوشحال باشم لبخندلبخند

میر محسن: نفسمی عزیزم.جون می دی به آدمااااااا.قدر خودتو بدون خوشگللللللللللنیشخند    نیشخند  نیشخند  نیشخند  نیشخند                                                

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/۱۱ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سلام بچه ها. خوبین خوشین. خانواده خوبن. خانوم بچه ها چی دختر خاله دختر عمو دختر عمه دختر دایی خوبننن؟

چند روزه که یه چیز بد برای منو سارا پیش اومده که مارو زورکی از هم دور کرده.گریه

دیگه یه چند وقتی سارا نمی تونه بیاد نت تا اینجا مطلب بنویسه.منم که بی سارا حال ندارم بنویسم.دعا کنین هر چه زود تر مثه قبل هر روز از هم خبر داشته باشیم.الان فقط هفته یه بار همو می بینیمو خبر داریم اونم با استرس.

 عشق یعنی سوختن یا ساختن

باید این شرایط تحمل کنیم سارا. ما همو داریم. همین بسه.

ناراحت نباش عزیزم درست می شه

امروز مثه هفته قبل سارارو دیدما.خیلی با حال بود.کلی تو چشاش نگاه کردم.این قدر حس باحالیه.

راستش دیروز تولدم بود.امروز سارا برام کادو اورد.

توقع نداشتما با این وضعیتی که پیش اومده بود ولی گفت از یه ماه پیش خریده بود.قربونش برم.برات میمیرما سارا.ali-mahsa

دستت درد نکنه. شندرمندر کردیااااااااا

خیلی دوستتتتتت دارم.قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

بچه ها دعا کنین بازم تا این مشکل ما هم حل شه.دیگه اینجا مطلب نمی نویسم تا عزیزم خودش بیاد. فعلا

سارا: سلام خوبین ؟ اومدم بگم که نمیتونم زیاد آپ کنم فعلا ناراحت 

ولی امروز که عشقمو دیدم خیلی خوشحال شدم

دیروزم تفلدش بود الههههیییییی قلب عشقم رفت تو ٢۴سالگیهوراهوراهورا

هوراااااااااااااااااااااااا

فعلا بای  تا های بامن حرف نزن

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٧ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody