دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

س.ن. می نویسدخنده:

سلام بچه ها.دیشب یکاری کردم که نفسم ناراحت شد.

نفسو نمی شناسین مگه. سارا جونمو می گم دیگه.

البته از قصد اون کارو نکردما .خودشم می دونه که شرایط این طور شد.

همین جا در حضور همه از نفسم معذرت خواهی می کنمو می گم خاکه پاتم ببخش منونیشخند

الانم شعری یادم نمی یاد که این ته بنویسم.بعدا یه شعر در می کنم.فعلا.

دوستت دارم عزیزم, گوگولییییییییییییییییییی

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٩ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سارا داره مینویسه:

وای دوباره مدرسه ها داره باز میشه و شروع بدبختی جدید ولی باز خدا رو شکر که ۴روز در

هفته میرم و این طوری قابل تحمل تره که البته سختی درس و مدرسه و..... با بودن عزیزی

مثل( .....)نیشخندفراموش میکنم البته همین جا بگم که دیشب ازش دلخور شدم برای اولین بار

ولی اشکال نداره به بزرگی خودم بخشیدمش چشمک (ما اینیم دیگه) هرروز که میگذره

احساس میکنم بیشتر دوستش دارم و بیشتر وابسته میشم

خدا کنه شادی این روزای من دوباره به غم و تنهایی تبدیل نشه

فقط خدا میدونه که من از زندگی چی میخوام

من...

به دنبال دستانی هستم که هیچ گاه دست سردم را رها نکند...

به دنبال قلبی هستم که جایی برای عشق اتشینم داشته باشد..

به دنبال دلی هستم که دروغ وریا را نشناسد..

چشمانی که چشمانم را به خاطر بسپارد...

ولبانی که نامم را زمزمه کند..

به دنبال عشقی هستم که در ان جدایی معنا ندارد...

و گاه اگر از دلم رنجید پا روی عشقش نگذارد..

من..به دنبال سوارنشین اسب سپید رویاها نیستم..

تنها به دنبال دلی هستم که مفهوم عشق را درک کرده باشد.

یعنی من اینا رو پیدا کردم؟سوال(امیدوارم)

س.ن: خودت میدونی که دوستت دارم بای بای بای بای

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٩ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar22.com

سلام سلام سلام سلام

من یه عضو تازه وارد خوشچل موشچلم که اومدم توی این وب تا برای نفسم بنویسم.

شاید خوب نتونم بنویسم ولی همینم از ته قلبم می نویسم.

همیشه فکر می کردم عاشق شدن به این راحتی ها نیستو مارو چه به این حرفا.

ولی وقتی برای اولین بار دیدمت(اگرچه این جمله کلیشه ایی شدهنیشخندنیشخند) یه دل نه صد دل دلباختت شدم.

از اون لحظه دیگه فهمیدم عاشقی چیه.

عاشقی یعنی نگران کسی بودن

عاشقی یعنی همش به فکر کسی بودن

عاشقی یعنی آرزوی دیدنشو داشتن

عاشقی یعنی آرزوهای اون رو دونستن

و عاشقی یعنی همه چیزت بودن

با تمام وجودم احساس می کنم که خیلی دوست دارم.

 نفس منی تو -

برای عبور از جاده عاشقی

فقط یک بهانه می خواهم

برای عشق بازی با دلم

یک نگاه و کاشانه می خواهم

برای رقص و شور شعر هایم

چشم تو و یک ترانه می خواهم

برای با تو ماندنم

یک عشق بی کرانه می خواهم

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٦/٢٧ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

شنیدم که شمشیر یکی را دوتا می کند

          بنازم به شمشیرعشق که دوتا را یکی می کند

تازه دارم معنی این جمله رو میفهمم مخصوصا تو این روزا که بیشتر از همیشه

به معنی دوست داشتن فکر میکنم

به این که واقعا چیزی به اسم دوست داشتن وجود داره یا یه عادته که وقتی

این عادتو ترک کنی خیلی زود از یاد هم میریم . نمیدونم این چه حسیه که دارم.

فقط یادم میاد که تو شبهای قدر از خدا از ته دلم آرزوی عشقو کردم

ودرست چند روز بعدش این حس درمن زنده شد

این روزا دارم چیزای عجیبی رو تجربه میکنم که دوست ندارم

به هیچ قیمتی از دستشون بدم

حالا احساس میکنم که این حس حسه دوست داشتنه

هیچ وقت روزی که دیدمش یادم نمیره بهترین روزی که داشتم

14 شهریور 89

فقط از خدا میخوام که این روزا رو ازم نگیره تا بتونم بیشتر معنی عشقو بفهمم

البته اگه خواب نباشمو این چیزا خیال نباشه که اگرم خوابه نمی خوام

هیچوقت بیدار بشم حتی اگه دوست داشتنت اشتباهه میخوام

این قشنگترین اشتباه زندگیم باشه

میخوام همین جا یه اعتراف کنم این که من واقعا بهت دل بستم و

دوستت دارم

ورودتو به قلبم تبریک میگم

میخوام که همیشه تو قلبت بمونم وتو هم تو قلبم بمونی

حتی اگه دنیا نذاشت

 

دلم زیباترین دل هاست امروز / درون این دلم غوغاست امروز

دلم را در طبق بنهاده بودم / دهم آن را به دست یار امروز . . .

 

س.ن: خدایا ازت ممنونم به خاطر همه چیز

 

                                                              



نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٥ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سلام بچه ها خوبین؟

اگه گفتین امروز چه روزیه ؟ پارسال دقیقا یه روز یعنی بیستم شهریور یه وبلاگ زدم و

توش یه شعر نوشتم الان درست یک سال از اون روز میگذره با کلی اتفاق که تو این یک

سال افتاد که از بعضیاشون ناراحت شدم و از بعضیا خوشحال مثل الان که خوشحالم و

دارم یک سالگی وبلاگمو جشن میگیرم  خوشحالم چون این چند روزه اتفاقای خوبی 

افتاد که دوست دارم همیشه این طوری بمونه 

 

از اینم خوشحالم که تو این یک سال تو اینجا دوستای خوبی پیدا کردم و هنوزم دارم اینجا از احساسام مینویسم

این یک سالگی و به خودم تبریک میگم 

به سلامتیه یک سالگی هورااااااااااا 

 

دوستتون دارمماچماچ

بای تا ...............

..................هاییییییییییییییبای بایبای بای

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٦/٢٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

امشب تمام وسعت باران برای تو

اصلا هوای شرجی گیلان فدای تو

امشب حیات خانه ما بغض میکند

یعنی صدای گریه گیلان فدای تو

تق تق دوباره به در میزند کسی

دستان مشت کرده مهمان فدای تو

هرشب عبور میکنی از زیر پلک بام

چشمان خیس کنج خیابان فدای تو

میخواهم عاشقانه بمیرم دراین سکوت

شرم وحیای دختر گیلان فدای تو


نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٦/٢٠ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

می خوای بدونی عاشق چه کسی هستی؟این مطلب را بخون!

وقتیکه با اون شخص بخصوص هستی ..تظاهر میکنی که بهش بی اعتنایی ..ولی وقتیکه اون دور و اطراف نیست .چشمات دنبالش میگرده....

این همون وقتیه که تو عاشقی


کسی هست که همیشه باعث شادی تو میشه..نگاهت  و توجه ات فقط واسه اون شخص بخصوص هست...پس تو عاشقی

اگرچه از اون شخص به خصوص انتظار نمیره که واسه رسیدن صحیح و سالمش به مقصد خبر بده و تلفنت هم زنگ نمی زنه ..ولی بی صبرانه در انتظار تلفنش هستی....

این همون زمانی هست که  عاشقی

اگه واسه دریافت یه ایمیل  هر چند کوتاه از اون شخص هیجان زده تر از ایمیل های بلند بقیه افراد هستی...

تو عاشقی

وقتیکه تو می فهمی که نمیتونی همه ایمیل ها و اس-ام -اس های تلفنت رو پاک کنی چون یه دونه اس -ام- اس یا ایمیلش مال اون شخص بخصوص هست.

.تو عاشقی

وقتیکه بهت 2 تا بلیط مجانی واسه سینما میدن  و تو بدون شک به اون شخص فکر میکنی..

پس تو عاشقی

 تو به طور مداوم به خودت تلقین میکنی که :**بابا اون شخص بخصوص فقط یه دوست ساده هست.**ولی در عین حال نمیتونی جذابیت های ذاتی اون  رو نادیده بگیری...

این همون زمانی هست که عاشق شده ای

در مدت زمانی که این مطلب رو میخوندی ..اگه تصویر شخص بخصوصی هی تو فکرت نقش می بست و یاد اون میکردی

پس تو عاشق همون آدم شده ای


وای به حالتنیشخند


 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٦/۱٧ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

 

اگر برای لحظه ای خداوند فراموش می کرد که من پیر شده ام

و به من کمی دیگر زندگی ارزانی می داشت، شاید تمام آنچه

را که فکر می کنم بازگو نمی کردم، بلکه تأمل می کردم بر تمام


آنچه که بازگو می کنم… فرشتهفرشته




چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها که بر مبنای معنای آنها ارزش


گذاری می کردم…

کم می خوابیدم و بیشتر رؤیاپردازی می کردم، در حالیکه می

دانستم که هر دقیقه ای که چشمانمان را می بندم، ۶۰ ثانیه

نور را از دست می دهیم.

به رفتن ادامه می دادم آن هنگام که دیگران مانع می شوند…

بیدار می ماندم آن هنگام که دیگران می خوابند… گوش می

دادم هنگامی که دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از

بستنی شکلاتی لذت می بردم…

اگر خداوند به من کمی زندگی می داد، به سادگی لباس می

پوشیدم. صورتم را به سوی خورشید می کردم و نه تنهـا

جسم، که روحم را نیز عریان می کردم…

خدای من!! اگر قلبی داشتم نفرتم را بر یخ می نوشتم و منتظر

طلوع خورشید می شدم… با اشک هایم گل های رز را آب می

دادم تا درد خارها و بوسه ی گلبرگهـایشان را احساس کنم

خدای من!! اگر کمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد

بی آنکه به مردم بگویم که چقدر عاشق آنم که عاشقـشان

باشم

هر مرد و زنی را متقاعد می کردم که محبوبان منند و همواره


عاشق عشق زندگی می کردم

به کودکان بال می دادم امَا به آنـها اجازه می دادم که خودشان

پرواز کنند


به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه در اثر پیری که در اثر


فراموشی فرا می رسد

آه انسان ها!! من این همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام

که هر انسانی می خواهد بر قلَه کوه زندگی کند بی آنکه بداند

که شادی واقعی ، درکِ عظمت کوه است

من آموخته ام زمانی که کودکی نوزاد برای اولین بار انگشت

پدرش را در مشت ظریفش می گیرد، برای همیشه او را به دام

می اندازد

من یاد گرفته ام که انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از

بالا نگاه کند که باید به او کمک کند تا بر روی پاهایش بایستد


از شما من چیزهای بسیار آموخته ام که شاید دیگر استفاده ی

زیادی نداشته باشند چرا که زمانی که آنها را در این چمدان

جای می دهم، با تلخ کامی باید بمیرم...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٦/۱۱ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody