دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاههایت انقدر غمگین است ؟

 

 چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ کس نبود همیشه من

 

 بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی که از کنارم

 

 گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانیستناراحتناراحتناراحتتنها

                      

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٢۸ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

 

 

اصلا دلت میاد بدون من بری سفر بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر حتی اگه دلت نخواد اسم تو ، تو قلبمه گریه ی تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه این روزها عادت همه رفتن و دل شکستنه ساده ترین بهانشون از هم خبرنداشتنهخنثیخنثیخنثی

 


 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/۸/٢٦ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

  دل شکستهدل شکستهدل شکستهدل شکسته

شعرهایم را باد برد وچه تلخ در میان صفحات تقویم  ورق خوردم دیگر

کسی مرا صدا نمی زند صورتم  را می پوشانم تا آیینه پوست بیندازد

وگناهانم را خط میزنم تا که یاسهای پژمرده کمرراست کنند ولی افسوس

عصایم را گم کرده ام خلوت باران را ازیاد برده ام ثانیه های

خاکستری درپی نقوش اندام مرگ پی درپی سر راهم قد میکشند درخود

فرو میریزم دیگر جای من نیست! ماهیها هوا میخواهند و مترسک

اندکی باد برای زنده ماندن وچند روبان سیاه برای آذین عکس ترک

خورده ی من

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/۸/۱٩ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

): در این شب ها که گل از برگ برگ از باد و باد از ابر می ترسد در این شب

 

 ها که هر آینه با تصویر بیگانه است تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی و من به

 

قلب اندازه ی زیبایی تو تنها.....

LOVLY

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٤ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

گناه

va taze mifahmam ke barf tekkehaye khodkoshiye

 

 abr ast,ya khoda pak konash ra bardashte

 

 mikeshad be rouye name man,khiyabanha,to va

 

 khatereha

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٤ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

دوست دارم): با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد تو دلم حرم

 

نفسهات فصل سرما رو فنا کرد تویی اون که تو وجودت نیمی

 

از خودم رو دیدم با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم .قلب

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/۱۳ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

ماهی شده بود باورش تور اگه بندازن سرش

 میشه عروس ماهی ها ماهیه باورش نبود تو

ر اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهی گیر میشه

 نگاه آخرشچشمچشم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۸/۱۱ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود

 که به شوق من امده باشد رهگذری بود که

 روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای

خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان

می کردم میگوید: دوستت دارم دل شکسته

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

ای دل من      چرا صدات درنمیاد 

نمی دانم چه کردی با دل من که این دل بی قرار بی قرار است

 

 نمی دانم چه گفتی با نگاهت که چشمم چنین در انتظار است فقط

 

 یک لحظه جانا در برم باش که با تو چهار فصلم ،بهار است به

 

وقت دیدن آن روی ماهت تپش های دل من بی شمار است برای

 

 من فقط یک لحظه زیباست و آن هم لحظه دیدار یار است گر چه

 

 با تردید و ترس، همراست ولی هما نند بهار است

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com   

هفت شهرعشق عبارتنداز:

شهراول:نگاه ودلربایی

 

 

.:.*.:. شهر دوم : دیدار و

آشنایی .:.*.:. شهر سوم :

 روزهای شیرین و طلایی .:.*.:.

 

 

 شهرچهارم : بهانه ، فکر، جدایی

 

 

 

.:.*.:. شهر پنجم : بی

وفایی .:.*.:. شهر ششم : دوری و

 بی اعتنایی .:.*.:.

 

 

 شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی و

خداحافظ بامن حرف نزن

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۸/۱ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody