دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comمن نبردم از یاد لحظه ی زیبایی که تو من را به

 فراسوی نگاهت بردی ودر آن لحظه ی روییدن

 عشق من فقط غرق در آهنگ صدایت بودم ولی

 افسوس که بردی از یاد قلب تنها وترک خورده ی

 من که فقط مال تو بودتصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۸/۱ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comمن و تو همدرد یک حادثه ایم پر از حکایت ،

 هر دو بارون زده

 

 ابر شکایت تو درون آتشی سوزنده مونده من

 یک خاکستر نشین

 

 تا بی نهایتتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/۳٠ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

    

ساکت من می نویسم وجودی باتمام بی وجودی:

 

بعضی وقتها به وجودخودم شک میکنم نه صدامومیشنوی نه نگامومیبینی نه

 

گرمای وجودموحس میکنی ونه.......

 

ببینم تا حالاشده منوتودنیای زیبای خوابت راه بدی؟سوالنه نشده.

 

وقتی وجودم بهم ثابت شد که صدای شکسته شدن قلبم رو شنیدم ولی همچنان برای

 

 

تو مبهمم صدای شکستنم هم تو رو از وجودم آگاه نکرد

 

 

اکنون من می نویسم وجودی با تمام بی وجودی :

 

 

زیبا .... دیگر توان  ندارم .... توان سخن گفتن .... توان نگاه کردن ....

 

 

توان لبخند زدن ... حتی دیگر توان گریستن را نیز ندارم

 

 

همه را ازم گرفتی روزی که ...

 

 

روزی که حق عاشق شدن و عاشقت ماندن را ازم صلب کردی دل شکستهدل شکسته

 

 

                                                                      تنهاترین تنها     

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۱ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته

ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا

شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريغت را نثارم كني

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

تقدیم به تو

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

قلب

اشکامون مثل یه بارون

 

می چکن روقلب جاده

 

توحضورسبزاین خط

 

منم اون عاشق ساده

 

کاش میشدتوشهرافسوس

 

صبح فرداروشناختن

 

گم شدن توشب یلدا

 

دل روعاشقونه باختن

 

من که درسیاهی شب

 

به فروغ صبح رسیدم

 

باحضورسبزعشقت

 

یه امید وآهی دیدم

 

یه تلنگربودولرزوند

 

دلموچه صاف وساده

 

تا نشم اسیرغمها

 

توشبای بی ستاره

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

سعي كن تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا

 

خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكني: زيرا

 

آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد. بگذار خانه ي

 

عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل

 

كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگر عاشق

 

شدي: سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

طنین

به روی شط وحشت برگی لرزانم

 

ریشه ات را بیاویز

 

من ازصداها گذشتم

 

روشنی را رها کردم

 

رویای کلیدازدستم افتاد

 

کنارراه زمان درازکشیدم

 

ستاره ها درسردی رگهایم لرزیدند

 

خاک تپید

 

هوا موجی زد

 

علف ها ریزش رویا را درچشمانم شنیدند

 

میان دودست تمنایم روییدی

 

درمن تراویدی

 

آهنگ تاریک اندامت راشنیدم

 

نه صدایم ونه روشنی

 

طنین تنهایی توهستم

 

طنین تاریکی تو

 

سکوتم را شنیدی

 

بسان نسیمی ازروی خودم برخواهی خواست

 

درها راخواهم گشود

 

درشب جاویدان خواهم وزید

 

چشمانت را گشودی

 

شب درمن فرود آمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ

 

کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي

 

خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم

 

شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب

 

کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر

 

شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ

 

رنگي پر نشد

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از

 

 

 آنکه خوب نگاهش کنی. پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او

 

 

 بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل

 

 

 پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، فکر می کردی

 

 

میتوانی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و

 

 

 خورشید از پشت کو ه ها سرک می کشد در

 کنارش باشی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody