دیوار بی در

♥دنیای من تویی، دنیا ولی میگن ، زندون مومنه آخه چه جوری از ، خیر تو بگذرم این غیر ممکنه♥

 

بی تو امشب دارم آتیش میگیرم

تونباشی تک وتنها میمیرم

دل تنگم دیگه طاقت نداره

با خیالت دوباره جون میگیرم

تو نخواستی که به یادم بمونی

توسکوت شب سردم بخونی

تو میخواستی پا بذاری روی قلبم

که شکستی دلمو خوب میدونی

کاش توروباز ندیده بودم

دل ازعشقت بریده بودم

هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم

یه روز هدیه داد عطش چشمات

به من خسته تب دستاتو

تا تو رو دیدم دل به تو دادم

غم بی کسی رفت ازیادم

تو بگوچرا رفتی ازپیشم

اگه بد کردم خوب تو میشم

جای عاشقی جای دل بستن

با یه اشتباه دلمو نشکن

با یه اشتباه دلمو نشکن

کاش توروباز ندیده بودم

دل ازعشقت بریده بودم

هنوزم به پات نشستم یاد تو هستم

بی تو امشب دارم آتیش میگیرم

تونباشی تک وتنها میمیرم

دل تنگم دیگه طاقت نداره

با خیالت دوباره جون میگیرم

تو نخواستی که به یادم بمونی

توسکوت شب سردم بخونی

تو میخواستی پا بذاری روی قلبم

که شکستی دلمو خوب میدونی

کاش توروباز ندیده بودم

دل ازعشقت بریده بودم

هنوزم به پات نشستم یاد تو هستمناراحت

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

نوشته هایم را برای تنهایی هایم می نویسم ونمی گذارم حسرت آرزوهای برباد رفته حتی درخواب شبانه ام آنها را بخوانند.من نمی گذارم دلواپسی های همراه با تردید گاه وبیگاه درخانه اندیشه ام سرک بکشند و دلبستگی هایم را ناغافل ازمن بگیرند.من مسیربودن را پیدا میکنم وبه احساسات ناگفته ام جرات بیان کردن میدهم وبه دنبال بهانه ای میگردم که با آن زندگی کنم.بهانه ای برای نوشتن برای شاعربودن وازعشق سرودن.بهارم را درآرزوهای پوشالی گم کردم وسهمم اززندگی پاییزی بود برگریزان وبی حاصل.گذشته را میتوانم جبران کنم وزندگی ام را بسازم اگربا یک نگاه شمع وجودم را روشن کنم وبا یک تبسم امید را به قلبم بیاورم و چراغی بیفروزم.خنثی

                                

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

1)  من ازکنار فاصله ها  رد شدم واز کنار دلتنگیهای یک عابر من رد شدم ولی تو نه این یعنی من آمدم برای ماندن ولی تو.....تو ماندی  برای هرگز نرسیدن

                                          

                            

2)   من از ستاره ها نمی ترسم از نگاه سردشان هم نمی ترسم از تاریکی شب هم نمی ترسم و ازسرمای سوزان زمستان هم نه من فقط از این می ترسم که نگاه گرمت را از من بگیری

                                                               

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٠ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

 

ناراحتاز تموم دنیا دار و ندارش شونه هاتو کم دارم برای بارش زخمی خنجر زهر

 

 آگین یارم تو که تازه اومدی تنها نذارم به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم

 

منو دریاب خوب من دارم می میرم دیگه حتی نایی نیست برای گفتن. خیلی

 

 وقته تو سکوت غم اسیرم یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم

 

را برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم. بر گردون عمر رفتمو حتی

 

 واسه یه ثانیه تا دلخوش کنم حتی به دروغ از من مگه چی باقیه .تنها یک ثانیه

 

 عاشقی به جز این هیچ توقعی از این روزا ندارمناراحت


 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

 

ای مهربانتر از من با من در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟ کز من دریغ کردی تنها تویی مثل پرنده های بهاری در آفتاب مثل زلال قطره بباران صبحدم مثل نسیم سرد سحر مثل سحر آب آواز مهربانی تو با من در کوچه باغهای محبت مثل شکوفه های سپید سیب ایثار سادگی است افسوس آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۳ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط ♥یک قلب مظلوم♥ نظرات () |

Design By : Night Melody